ਸਮੱਗਰੀ 'ਤੇ ਜਾਓ

ਪੰਨਾ:Rubaiyat Omar Khayyam - 1894.djvu/11

ਵਿਕੀਸਰੋਤ ਤੋਂ
ਇਸ ਸਫ਼ੇ ਦੀ ਪਰੂਫ਼ਰੀਡਿੰਗ ਨਹੀਂ ਕੀਤੀ ਗਈ
رباعیات عمر خیام


ساقی نظری به بیکسان بهر خدا مشکن بت ما بوالهوسان بهر خدا

ما ماهی مرده ایم و تو آب حیات ما را بوصال خود رسان بهر خدا

۲۳ رباعی

قرآن که مهین کلام خوانند آن را گه‌گاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گِردِ پیاله، آیتی هست مقیم کاندر همه‌جا مدام خوانند آن را

الصنا

ای انکه گزیده جهانی تو مرا خوشتر ز دل و دیدہ و جائے تو مرا از جان مهنما عزیز تر چیزی نیست صد بار عزیز تر از ا نے تو مرا امشب وزیرده شب برما مست که آورد ترا و زیر ده باین دشت که آورد را نزدیک کسی که بی تو در آتش بود چون باد بدین دست که آورد ترا خواهی زفراق در فغان داره را خواهی زوصال شادمان امیرا من با تو نگویم که چسان دار مرا از انسان که دلت خواست چنان امیرا الفوت ای دول زمانه دیم احسان طلب اور گردش دوران سر و سامان باب درمان طلبی در و تو قرون گردد با درد بساز و هیچ درمان مطلب روپے رینیان برین اور ان کی و اشرف ترین سخنان خالق مقام است و در اہل اسلام دوام بر قرارات و خواندن او حسن نظام من ندارند گرگی است در خطوط خطر آن آنتی پرتوز دارد درد و نظارت روزیکه بدست بر نهم جام شراب و عایت محترمی شو هم مست و خراب بام صد حجره پیدا کنم اندر پر باب ازین طرح خوانش و نخهای چو آب معجزہ ہر با ایمن چندان بخورم شراب کی بوی شراب آید ز شراب چون دوم زیر تراب تا بر سر خاک من رسم مخموری از بوی تراب من شوه د ست خراب Digitized by Google سرو سامان طلبیدن ورد افزون است ۱۲ و فلک گرمی طبع دون